تبليغاتX
شاهدخت سرزمین ابدیت

شاهدخت سرزمین ابدیت

همه ی فرشته ها بال دارن؟

به نام خدای کفشدوزک های خال خالی



مرا به آسمان بنشانید 

که شاید 

خداوند ،بالی را به من هدیه کند!!



 



چی می شد یه چیزی می شد که بشه؟؟؟؟دستت درد نکنه! ازت ممممممنوووونممممممممممم!


بسیار خوب است که در همه ی دنیا یک عدد دوست داشته باشی بعد هی به پزهای شوشوات پز بدهی که خودم دوست دارم برو جلو بوق بزن:دی

بزارین ببینم تو این مدت چه اتفاق هایی افتاده برام!! اووم ، یه دوست جدید هم نام خودم پیدا کردم!یاد گرفتم وقتی شوشو نیست سرمو به کارام گرم کنم! چندتا کلمه ی عربی جدید یاد گرفتم، با موجودات مشمئز کننده ی زیادی آشنا شدم!!تولد حدیث بوده! دیگه... اومدم پیش یکی که خیلی دوسش دارم و.. اها نمایشگاه کتاب هم شروع شده فلوس نداریم میریم اونجا کتابارو بو می کنیم میایم:دی ها ها

اهاااااااااااااااااااااااا یه چیز مهم که یکی از دوستام و نی نی کومشلوش که دوس جونمه امروز می رن کربلا ..

مرررررسی خدایا که من حنانه ام .همین.


آقای پدر جات خالی ، اگه بودی..عمه خانم عکستو نگا می کنه هی گریه می کنه!! راستی چطوری بود که من هر چی سوال می پرسیدم می تونستی جوابشو بهم بدی؟؟؟؟؟ولی حالا هیشکی نیست که بهم جواب بده!!!

[ 91/02/16 ] [ 12:12 بعد از ظهر ] [ حنانه ] [ ]

آسمان سواری می خواااهم

به نام خدای کفشدوزک های خال خالی



به دریا می سپارم جان را !

مرا گذر به آسمان نمی افتد ،

دو  بالم را رها کردم .


     




زیاده نویسی های من


13 ساعت و نیم دیگر سال تحویل می شود!شاید ما هم متحول شدیم، شاید..

خدایا از تغییر فصل ها و زیبایی هایی که آفریدی ممنونم،از برف و شکوفه های بهاری ،از باران و خورشید ممنونم..

* امروز بزرگتر شدیم و آخر نفهمیدیم دقیقا چند سالمان شده است! این مساله میان خانم ها بسیار شایع است!

** هدیه های بسیار بسیار زیبایی گرفتیم! دوستانمان تلفن کردند اس ام اس دادند و من آنقدر امروز ذوق مرگ بودم که حد ندارد.

** آقای شوهر ،از عشقش مایه گذاشت،هرچند به کلام نگفت تولدت مبارک ،اما شونصد بار برای ما تولد گرفت و آنقدر خوشحالمان کرد که نفهمیم برایمان کادو نخریده :)) ها ها ها

** تولد و سال تحویل را در خانه ی کودکی های شوهری سپری می کنم!ساعت های عجیب و جدیدی است ! تلاش همه بر خوشحال کردن ماست!

** جالب ترین روز تولد یعنی اینکه ،آن را در موزه ، خیابان های تاریخی و کلیساهای اصفهان بگذرانی ! از بانی های آن ممنونم

 ***خواهر خانوم تولدت مبارک! 

آقای پدر ،ممنونم برای آنکه بودنم از بودن شماست. دوست داشتم تا بیشتر بودی و بیشتر زیبایی های دنیا را نشانم می دادی. چون آقای شوهر با زیبایی های دنیا میانه ی خوبی ندارد! ممنونم که امروز پدرم شدی.(از مامان خانومی هم بسیار مچکریم که تمام این سال ها مامانی هستند)


[ 90/12/29 ] [ 7:52 بعد از ظهر ] [ حنانه ] [ ]

نفس می خواهم

به نام خدای کفشدوزک های خال خالی



من ! ماهی ٍکوچک ٍ قرمزٍٍ عید را 

بیشتر از نهنگان ٍدریایی دوست دارم!

همانطور که

آسمان را بیشتر از تو...





وراجی های من


**دست شما درد نکنه برای خلقت این جانب!! هر آنکس که جان دهد،نان دهد (همینه دیگه؟)

*این روزها در سفر هستیم با جناب شوهر! و هیچ حس مسافرت ندارم جز دیدن چمدان ها!

*اولین سالی می باشد که تولد را با تبریک مامان خانومم بیدار نمی شوم! قبلا در اندیشه ام این بود که چندان مهم نیست، اما اندیشه ام به مانند خیلی از دیگر اندیشه ها اشتباه از آب در آمد.

** فهمیده ام اگر فقط خدا برایت مهم باشد ،تو هم برایش مهم می شوی و شاید روزی آدم مهم هم بشوی!!

*دوست داشتم سال تحویل دو نفری، ماهی قرمز سفره ی هفت سینمان را نگاه کنیم و متحول شویم.

* * تلاش برای تحول در سال جدید در سر لیست تقویم سال 91 نوشته شده است! باید از این بی معرفتی که گرفتارش شده ام بیرون بیایم.

** فردا برای تولدم پست جدیدی را مهمان می شویم!

آقای پدر ، هنوز باورم نمی شود که باید به سنگی سرد به جای شما سلام کنم! هیچ وقت هم باور نمی کنم! تو هستی بیشتر از هر کس دیگری!


برچسب‌ها: عید, تولد, دل من
[ 90/12/27 ] [ 9:36 بعد از ظهر ] [ حنانه ] [ ]

بی هوده

به نام خدای کفشدوزک های خال خالی

 

 

غـــــــــرقـــــــــ میـ شومـ میانِـ تکـــرار ِ

دنیا!

تقــلــــــّای بیـ خود استـ

عـشـقـ !

 

 

 

 

 

نوشتنیـ ه ا


 باید با تو شروع کنم! این باید را روز الست مهر زدم!شروعش که تو باشی٬پایانش که تو شوی٬ این میان مرا گیر یک مشت آدم کرامت داده شده انداختی که باید برای رسیدن به تو اول از آنها عبور کنم!!!چه طور دلت آمد؟

همچنان دلمان از وبلاگمان سیر نشده! این همه که دور بودیم ازش ٬کمی خاطرمان را آزرده کرده!

اما مهمتر از آن اینکه ٬ کلوخ جان ببخش اگر آمدی اینجا ٬ این مغز ما فعلا خاموش است٬مثل گوشی کپک زده مان به خدا شما را فراموش نکردیم ٬تنها دل نداریم همین!!!

اصل مطلب:

تولد: تا قبل از ۲۰ سالگی واژه ی پرشکوهی بود که از اول سال منتظر رسیدنش بودیم تا آخر سال!نه اینکه تولدمان با سال جدید شروع می شود!عاشق کادوهای روز تولدمان بودیم و از صبح که چشم باز می کردیم تا پس فردا برای خودمان هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی تولد می گرفتیم !

تلفن همراه : شاید یک روزی به دردمان می خورد اما امروز خاموشش بیشتر به کار می آید !در تلاش برگرداندن آن روزهای خوشم..

خوش گذرانی : برای من گشت و گذار و سینما رفتن و قاه قاه خندیدن وسط بزرگترین میادین شهر می شود خوش گذرانی !که تا اطلاع ثانوی از آن محرومم!!

عید نوروز : روزگار دوری٬خیلی خیلی دور !۱۵سال پیش عیدانه های خوبی داشتم!اما به همت بالای خداوند ۱۵سالی از آن محرومم و امسال ٬ ۱۶ سال آن را به حول و قوه ی الهی پشت سر می گذارم!!!!!!

دانشگاه : یک سلول چندین نفر٬بعضا شیک ! قابل انعطلف و در مواقع لزوم٬ضد آتش!!!!!!!!!! یک سال تا خلاص شدن از شـــــــــــــــــــــر این بار عظیم!

دیالوگ نوشت: سقوط کردن ٬یعنی اینکه دوباره یاد بگیری چطوری به اون بالا برسی (بت من)!

 

آقای پدر ٬خوب اون بالا بالاها حال می کنیا!باشه ما که بخیل نیستیم!شما حال کن ٬ما لذت می بریم!این روزا که خوب می دونی چه خبره تو خونه٬ ها؟یکی از کتاباتو قرض گرفتم٬اسمش آدم در السته!می دونم که خوندیش! خوشم اومده ازش..

 

[ 90/12/15 ] [ 5:9 بعد از ظهر ] [ حنانه ] [ ]

بوی عید

به نام خدای کفشدوزک های خال خالی


بعد از این همه خانه تکانی

نمی دانم چه وقت

این دل پر درد را

می تکانی!!!







وراجی نوشت


سلام علیکم خدا جان، انگار ما جز این وبلاگ دیگر جای حرف زدن با شما نمی یابیم ها؟؟؟ای بابا جناب آقای مرده شوری بشورد این دنیای الکترونیک را ..


بسی دل تنگ وبلاگمان بودیم که این زندگی بدمزه اجازه ی چشیدن طعم سرخوشی گذشته را نمی دهد!

همچنان که باعث دوری دوستانمان شده و ما را تنبل و بی خاصیت کرده است.


در نبودمان درس های تازه ای گرفتیم!!

1- شوهر آن چیزی نیست که در قصه ها و فیلم ها وجود دارد بلکه شوهر: یک مرد است که خانم نیست ،و یک انسان است مثل شما و برای آنکه آرزوهای دنیایی شما و آرزوهای معنوی خودش را تحقق بخشد دیگر وقتی برای خوش گذرانی با شما را نخواهد داشت (نخطه)

2- دنیا : کلا جای مزخرفی است که جز بدبختی و خوشی های زودگذر و گاها کمی اینور اونور هیچ چیز به درد بخوری ندارد!! و دل بستن به آن حماقت محض است.

3- دوست: هیچ وقت یک تمام و کمالش که شخصا مال تو باشد پیدا نمی شود! هر دوستی یک انسان است که مثل خودت گاهی بی حوصله ؛به درد نخور،دروغگو ،زشت و بد ترکیب می شود!!

4 - رفقای متاهلی: تنها قشری هستند که شوهرت در جمعشان حاضر می شود و خوشحال است و تو می توانی چند ساعتی قاه قاه بخندی خوشحال باشی و خدا را شکر کنی!!

5-خودت: یک آدم به دردنخور هیچی بلد که وبلاگت(به قول بعضی ها) پر از حرفای چرت و پرت است و هیچ سودی برای جامعه و مردمانت نداری!! یعنی یک مصرف کننده ای شبیه به موجودات ریزی به نام .. هستی!!

6- کتاب: تنها موجودی است که از نظر تو جان دارد ،روح دارد و هر وقت با او هستی می توانی در این دنیای کوفتی نباشی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بقیه ی اطلاعات بدست آمده در پست های بعد گفته می شود!!!!!!!!!!زیاد حرف زدیم!!!!!


هی ،آقای پدر ممنون برای همه ی سوال هایی که بی اخم جوابشان را می دادی و برای همه ی آن ها جواب داشتی!!مرسی که خوشبختی را در تمام روزهای بودنت نشانم دادی!مرسی که پدرم هستی!مرسی که مرد بودی و تمام چیزای خوب دنیا رو نشونم دادی..





[ 90/12/01 ] [ 4:19 بعد از ظهر ] [ حنانه ] [ ]